![]() |
![]() |
|
|
گلشیفته فراهانی ، قربانی تحجر و فاشیسم به نام آنکه مرا آزاد آفرید « لا اکراه فی الدین ... در پذیرش دین اجباری نیست » قرآن – بقره شاید تنها از سال 60 تاکنون این یکی از اقدامات تند روزنامه کیهان باشد ، ولی نمیتوان منکر این شد که این بار ، این فاجعه و این حرکت وقیحانه یکی از بدترین فجایعی است که روزنامه کیهان به بار آورده است و سکوت مسئولین و برخی مردم مهر تائیدی بر این اقدام زشت روزنامه کیهان بوده است . باورم نمیشد ،دقت کردم ، چند بار خواندم ، نه درست میدیدم این همان حسین شریعتمداری فاشیست هرزه زبان روزنامه کیهان بود که این حرفها را زده بود ، چطور به مملکت و نظامی افتخار میکنید و امید بسته اید که یکی از قدیمی ترین و پر تیراژترین روزنامه های دولتی آن علنا هنرمندان کشورمان را هم لقب خویش فاحشه خطاب میکند ، جالب اینکه این فرد خود و همفکرانش را نماد مطلق اسلام و وارث کامل انقلاب میداند و آن وقت به راحتی خوردن آب به هنرمند متاهل و متعهد کشور ما ، فقط و فقط به خاطر انتخاب نوع پوشش آزاد خود کثیف ترین تهمتها رو میزند .
گلشیفته فراهانی متعلق به ایران است ، او کسی است که با اشک سرما ما را مجذوب شخصیت احساسی خود کرد و با میم مثل مادر در یادهای ما جاودانه شد چرا او را اینگونه زشت و وقیحانه متهم میکنید ؟ فقط چون او خود تصمیم گرفته نقاب خود را پس بزند و از تظاهر به حجاب ظاهری و اجباری دست بکشد ؟ به قول حسین زمان خیلی بهتر از این است که یقه را ببندیم و ریش بگذاریم تا ترفیع بگیریم ، چادر سر کنیم که وام بگیریم ، مگر غیر از این است که خداوند جاودانه ما را آزاد و دارای قدرت تفکر و انتخاب آفریده است ، پس ای تهمت زننده بی حیا ، ای ملیجک تملق گوی دربار عالیجنابان سرخ پوش ، حسین شریعتمداری به چه حقی این هنرمند ، نه اصلا هموطن متعهد و متاهل ما را همنام خودت خطاب میکنی که این گونه صفات و این گونه القب سزاوار هرزه گویانی چون تو و فاطمه رجبی هاست ، زیرا فاحشگی به قول « مسیح علی نژاد » فقط تن فروشی و عریانی ظاهر نیست ، فاحشگی این است که افراد بی حیا و بی شرمی چون شما عنان حیا و سخن را رها کنید و هر کلام زشت و فاحشی را ر دهان ناپاکتان جاری کنید و آن را نثار هنرمندان و روشنفکرانی کنید که بارها و بارها از تو و اجدا تو بیشتر به فرهنگ این سرزمین خدمت کرده اند . امثال من ، مسیح ، حسین زمان و هزاران چون ما این نوشته ها را نمینویسیم که فقط بگوییم چون قلم در دست داریم پس میتوانیم ، ما حرمت قلم را نمیشکنیم که چون تو هرزه نگاری کنیم ، ما مینویسیم تا به گلشیفته های سرزمینمان بگوییم به وجودشان افتخار میکنیم چه در مراسم سیمرغ بلورین چه در روی فرش قرمز ، فقط و فقط به خاطر وجودشان و هنرشان نه به خاطر ظاهر و لباسشان ، گلشیفته فراهانی تنها همانطوری بود که میخواست باشد .
گلشیفته عزیز ، میخواهیم بدانی هر کجا که باشی برایت آرزوی موفقیت میکنیم و تو را افتخار هنرمندان نسل خود میدانیم ، به قول دوستی ما بیشتر از این که به وجود عروسکهای خیمه شب بازی مثل آرش میر اسماعیلی افتخار کنیم امثال تو را افتخار نسل خود میدانیم و برایت از صمیم قلب آرزوی پیشرفت و شکوفایی روز افزون داریم امیدواریم هرزه زبانی های فاشیستهای متحجری که خودت بهتر از هر کسی آنها رو میشناسی خاطرت را مکدر نکند ، مردم تو را دوست دارند و خواهند داشت و به تعهد تو افتخار میکنند که حاضر نشدی فرهنگ ایرانی خود را قربانی بازی در سینمای غرب کنی و در فیلمی بازی کردی که کارگردان آن سابقه کارهای غیر اخلاقیش در حد صفر است ، ما برایت آرزوی موفقیت و سربلندی داریم تو افتخار هنر نسل جوان ایران هستی والسلام علی من التبع الهدی سید بابک طبری مهر 87
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:41 توسط سید بابک طبری |
|
|
این یادداشتها بهانه ایست تا بگویم گلشیفته در هر لباسی که باشد برای ما گلشیفته است « سید بابک طبری » نوشته زیبای حسین زمان در سایت هنرمندان : "آنچه بايد به آن توجه داشته باشيم اين است كه گلشيفته هم اكنون هماني هست كه ميخواهد باشد نه آن كسي كه مجبور بود باشد گلشيفتههاي فراهاني تا زماني كه در مملكت خود زندگي ميكنند مجبورند نقش در نقش بازي كنند. يك نقش دائمي دارند در يك فيلم دائمي كه فيلم زندگيشان است. مجبورند براي ماندن و زيستن هر روز نقش بازي كنند نميتوانند خودشان باشند چرا كه نميگذارند خودشان باشند پس مجبورند در فيلم زندگي خود نيز بازيگري كنند. كار سختي است در عين حضور در سكانسهاي مختلف زندگي مجبوري به نقش آفرينيهاي ديگر بپردازي". بايد نقش يك حزباللهي را بازي كنم تا در فلان اداره استخدام شوم . بايد ريش بگذارم تا ترفيع بگيرم . بايد چادر به سر كنم تا انتقالي ام جور شود . بايد دكمه بالايي پيراهنم را ببندم و يك تسبيح به دست بگيرم تا در گزينش رد نشوم . بايد مدرك قلابي جور كنم تا پرستيژ اجتماعي داشته باشم و هزاران بايد ديگر . همه اينها يعني نقش بازي كردن اما نه به معناي هنرپيشگي بلكه به مفهوم نفاق. هر روز شاهد چهره زشت نفاق در جامعه هستيم، نفاقي كه تبديل به يك عادت شده است". گلشيفته فراهاني در فيلم تازه اكران شده " مجموعه دروغها " تنها در يك نقش ظاهر شده است. گلشيفته فراهاني روي فرش قرمز خودش ميباشد، هماني كه ميخواهد باشد، هماني كه باور دارد. اگر بيحجابي او را گناه بدانيم بايد اقرار كنيم در مقابل نفاق و فريبكاري گناهي بسيار كوچك است. تعجب ميكنم از جماعتي كه با ديدن عكس هاي گلشيفته فراهاني در خارج از ايران فريادشان به آسمان رفته و جامه بر تن ميدرند اما در مقابل خيانت بزرگي كه آقاي كردان وزير كشور جمهوري اسلامي مرتكب شده لال شده اند. صداقت و يكرنگي امثال گلشيفته فراهاني او را در مقابل نيرنگ و فريب اين منافقان مكار و روباه صفت كاملاً متمايز ميكند. گلشيفته، گلشيفته است شما به حال خود فكري كنيد كه خود شيفتهايد" |
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:11 توسط سید بابک طبری |
|
|
( توضیحات بالای عکسها را بخوانید )
به یاری خداوند قهار و توانا برادران و هموطنان عزیز شما به چشم خویشتن وضع نكبت بار این سرزمین تاریخی و این كشور اسلامی را مینگرید. میبینید كه در اثر سلطه غارتگران چگونه فقر اخلاقی و مادی گریبانگیر اكثر مردم گشته ـ بدبینی و بد اندیشی و پراكندگی چگونه برسراسر مملكت سایه گسترده است... كسانی كه برای شنیدن هر ندای حقی (كر) و برای دیدن پرتو هر حقیقتی (كور) هستند نه خود بخود رحم میكنند نه بمردم، تاجائیكه مملكت را در معرض طوفان حوادث و بر لب پرتگاه مخوفی قرار دادهاند... چاره چیست؟ چگونه میتوان تا سقوط قطعی حیات معنوی و مادی كشور سكوت اختیار نمود یا فقط به بهانه لا ابالیگیری و سرباززدن از هر مسوولیتی در انتظارفرج غیبی نشست؟ .... اینجانب اگرچه از كوتاهی در انجام وظیفه خود نزد خدا و اولیاء اسلام و نیاكان بزرگوارم شرمسارم ولی پیوسته در صف مبارزه با فساد و مفسدین باقی مانده و باین سبب دعوت همكاری با بنیاد گزاران نهضت آزادی را پذیرفتم. چند روز قبل كه برای تحكیم عزم و اطمینان روحی از خداوند متعال وسیله قرآن كریمش كسب تكلیف و تفال كردم آیه ۹۴و۹۵از سوره النساء در برابر چشمانم ظاهر گشت ... بخشی از بیانیه مرحوم طالقانی در مورد عضویت خویش در نهضت آزادی ایران
آیت الله العظمی طالقانی در حال گلباران مزار مصدق که خمینی او را بی دین خطاب کرده بود
![]() نماز جمعه ای به وسعت تاریخ ( مرحوم صادق قطب زاده ، دکتر ابراهیم یزدی ، دکتر یدالله سحابی ، مهندس بازرگان ، دکتر صدر حاج سید جوادی ، دکتر غلامعباس توسلی )
![]() در دادگاه نظامی به همراه بازرگان و سحابی یاران همنشین
![]() گلشهر کرج ( از چپ : شهید مهندس سید علی اصغر بدیع زادگان بنیان گزار سازمان مجاهدین خلق ،مهندس بازرگان ، آیت الله طالقانی ، دکتر سحابی )
![]() از راست ( آیت الله طالقانی ، مهندس بازرگان ، دکتر مطهری )
![]() عکسی که هرگز ندیده اید ( از چپ چهره های شناخته شده : شهید دکتر رجایی ، شهید دکتر شریعتی ، مهندس بازرگان ، آیت الله طالقانی ، دکتر مطهری ، دکتر غلامعباس توسلی )
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 14:40 توسط سید بابک طبری |
|
|
طی آخرین حکم صادره از دیوان عالی در تاریخ 21 تیر ماه 1387 فرزاد کمانگر به اعدام محکوم شد،حکم صادره با واکنش شدید مجامع جهانی حقوق بشر و اتحادیه معلمان و آموزگاران سراسر دنیا مواجه شده است. اتهام وارده به وی، عضویت دربرخی احزاب کردی می باشد ،که بارها از سوی او رد شده است. آنچه در زیر می خوانید گفتگوی مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران پیرامون آخرين وضعيت فرزاد کمانگر، دبیر و فعال حقوق بشر با دکتر خلیل بهرامیان، وکیل مدافع وی می باشد که هم اکنون در بند امنیتی 209 زندان اوین به سر می برد. - دکتر بهرامیان وضعیت پرونده فرزاد کمانگر در چه مرحله ای است؟ تحت پیگرد است و از جهات قانونی اقدامات قانونی را انجام می دهیم و پیگیری می کنیم. - آیا شما از زمان انتقال فرزاد کمانگر به بند 209 زندان اوین با ایشان ملاقاتی داشتید؟ یک بار ملاقات داشتم، البته دیدار در حضور ماموران اطلاعاتی انجام پذیرفت. - وضعیت روحی و جسمی ایشان را چگونه ارزیابی کردید؟ اصولا هیچ زندانی در وضعیت روحی و جسمی مناسب قرار نخواهد داشت، زیرا زندانی است، وضعیت مناسب زمانی است که آزاد باشد و بتواند حداقل شرایط و نیازهای زندگی را داشته باشد، وقتی انسانی در حصار و بند قرار می گیرد، وضعیتش مناسب نیست و نمی تواند باشد. اما وضعیت نسبی ایشان مناسب بود. با توجه به شکنجه هایی که آقای کمانگر اذعان می کنند در زندان کرمانشاه شده است ، از لحاظ عصبی دچار مشکلاتی شد. ایشان از جامعه به دور هستند که این عامل مضاعف شده است و به همین دلیل نمی تواند به حالت اولیه و شرایط عادی برگردد ، زمانی وضعیت ایشان مناسب محسوب می شود که این فرد بی گناهیش اعلام و آزاد شوند و به سر کار بروند و زندگی روزانه خود را داشته باشند. وقتی دربند است مطمئنا فشارهای زیادی بر ایشان وارد می شود. - آیا تداوم بازداشت آقای کمانگر در بند امنیتی 209 اوین مطابق قانون است؟ بحثم من این نیست که آیا بند 209 یک نوع زندان منطبق با قانون است ،گویا ایشان رابه بند 209 منتقل کردند تا وضعیت رفتاری ایشان را بررسی کنند و ببینند آیا در رابطه با عضویت در احزاب کرد اقدامی کرده است یا خیر ؟ اما تمام بحث من در این است که ایشان در هیچ حزبی که مغایر با نظام باشد عضو و حتی سمپات هم نبود، فرزاد یک دبیرآموزش و پرورش و فعال حقوق بشر می باشد و هیچ کاری خلاف قانون انجام نداد .اما این که مطابق با قانون ایشان را در بند 209 نگهداری می کنند؟ من جواب می دهم خیر مطابق با قانون نیست، ایشان باید به بند عمومی فرستاده شود، و مانند هر زندانی دیگر از حداقل امکانات برخوردار باشند، و بتوانند از امکانات آن بند استفاده کنند. - اخباری در رابطه با اعتصاب غذای آقای کمانگر در بند 209 اوین منتشر شد، این اخبار تا چه حد صحت دارد؟ ایشان از زمانی که به بند 209 منتقل شدند هیچ اعتصاب غذایی انجام نداده اند. - مردم و فعالان حقوق بشر از چه ابزارهای قانونی برای اعتراض به حکم فرزاد کمانگر برخوردار هستند ؟ این دیگر دست خود فعالان حقوق بشر است و من نمی توانم تجویزی ونظری در این زمینه داشته باشم. فعالان حقوق بشر فعالیتشان مشخص است، تلاشی است برای حفظ حرمت و شخصیت انسانی. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:35 توسط سید بابک طبری |
|
کردان؛ عين ديانت و سياستنوشابه اميريآقاي علي کردان ـ يا شايد عوض علي کردان که از اين يکي پرونده فساد جنسي هم افشا شده و اتفاقا توسط برادر اقاي احمدي نژاد ـ عاقبت در کمال "معصوميت" و البته "مصونيت" خبر از آن داد که "فريب" خورده و "رابط"ي براي او مدرک قلابي گرفته است. اما اهميت اين ماجرا در "فريب"خوردگي آقاي کردان نيست، همه تاسف از آن است که امروز "مصالح کشور" به سرنوشت اين "علي"ها و اين "رابط"ها گره خورده است. همان ها که سياست شان عين ديانت شان و ديانت شان عين سياست شان است. لازم نيست داستان آقاي کردان را تا روزهاي پيش از انقلاب پي بگيريم که تحقيقات نشان مي دهد، فوق ليسانس و ليسانس و ديپلمي هم در کار نيست!او هم يکيست از همان ها که در روزهاي انقلاب، وقتي ديگران داشتند براي استقلال و آزادي و رهايي زنداني سياسي و... جان مي دادند، به ضرب بازو، در کميته اي را هل دادند و وارد شدند و بر صندلي کميته چي نشستند و ديگر برنخاستند.از اينان در همه جا بسيارند؛ آنچه پيگيري لازم دارد اين است که چگونه کار به اينجا رسيد؟ چگونه سورنا هاشمي به جرم نشان دادن سند فساد مسئولي در دانشگاه زنجان، به زندان و محروميت از تحصيل ـ تحصيلي که واقعيست ـ روبه رو مي شود، اما رسيدگي به جعل و دروغ يکي ازاين "علي" آقاها، که سال ها بر مسند مهم ترين مشاغل در جمهوري اسلامي تکيه زده، گره مي خورد با "مصالح کشور"؟ چرا روستازاده اي محروم و بينوا، به جرمي جنسي از کوه پرت مي شود، اما سردار دستگير شده اي حين پيشنمازي زنان عريان، حتي به سلولي کوچک "هدايت" نمي شود؟ چرا صدها و هزاران نفر به علت جرم هاي ريز مالي، نام شان مي شود "مفسد في الارض" و بر دار مي شوند اما آِيت الله جنتي که سي سال است سرنوشت ميليون ها نفر را دگرگون کرده، با يک "حلاليت طلبي متفرعنانه" مورد تمجيد و تحسين هم قرار مي گيرد؟ چرا... بله؛ ما هم مانند آقاي کردان "به يكباره و با ناباورى كامل" اين روزها را مي نگريم و مي گوييم: "اين امر نه از جهت اهميت مدرک مذكور" بلكه از بابت سياست و ديانتي که به اين روز افتاد، اهميت بسيار دارد؛ اهميتي در حد "مصالح کشور". کشور ما. کشوري که در راس آن دولتي ست مکتبي که بي شک سر و ته داستان آقاي کردان را هم همان گونه سر هم خواهد آورد که ديگرموارد را. به ياد مي آورم پس از حادثه انفجار در دفتر نخست وزيري در دوران محمد علي رجايي و حجت السلام باهنر، آقاياني از همين دست زير تابوت ها سينه مي زدند و گلو مي دريدند که: "دشمن در چه فکريه، ايران پر از کشميريه." و کشميري همان کسي بود که بعدها خبر دادند در انفجار نقش داشته و پس از آن نيز از کشور گريخته است. آقايان اما فکر مي کردند او نيز جزو "شهداي" انفجار دفتر نخست وزيريست و زير تابوت خاليش سينه مي زدند! اينک امروز بايد گفت: حکومت "يکدست" پر از کردان هاست؛ همه هم از يکديگر سند و مدرک و فيلمي دارند براي باج خواهي و "مذاکره". همه اسناد هم در صندوقخانه اين مجموعه مافيايي وجود دارد؛ از اسناد مربوط به فساد جنسي قاضي شهر، سعيد مرتضوي تا اسناد فساد مالي مسئول توپخانه شهر، حسين شريعتمداري. از فهرست فسادهاي جنتي ها تا فيلم هاي زارعي ها. حال در همين امروز که به گفته آقاي لاريجاني، اين "مطلب[پرونده جعل کردان ] ازنظرنمايندگان روشن شده" سئوال اين است که آيا "مطلب" بر آنان نيز که گلو مي درند که سياست ما عين ديانت ماست، روشن شده؟ آنان نيز دريافته اند که رسوايي اين طشت افتاده وهمه گيري صداي منحوسش، به جايي رسيده که بايد کاري کرد؟ فراتر از آن، با اين نوبرها که هر روز از راه مي رسد و هنوز نوک کوه يخ ست، وقتي براي کاري کردن باقي مانده؟ آقايان! شما نيز مانند محسن کشميري، نه دفتر نخست وزيري، که ايران را به هوا فرستاده ايد؛پس بياييد و مانند او مفتخر از کاري که کرده ايد، ايران ويران را به صاحبانش واگذاريد و بگذاريد زير تابوت هاي خالي تان کساني فرياد بزنند: ايران پر از ديانت بود. پر از سياست بود. پر از مهرورزي، پر از اخلاق. پر از نوآوري، پر از شکوفايي، پر از..... باور کنيد بالاتر از اين سياهي، که خط به خطش را مديون شماييم، رنگي نيست. اگرآخرين شاه پهلوي مي گفت:حکومت بر مشتي پابرهنه، افتخار نيست، حکومت به ياري مشتي کردان و زارعي و شريعتمداري و مرتضوي نيز افتخار نيست؛ مگر آنکه همه کردان باشيد، همه زارعي، همه مرتضوي، همه شريعتمداري، همه جنتي، همه.... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:22 توسط سید بابک طبری |
|
قطعنامه چهارم، نتيجه سفر احمدي نژاد؟
در حالي که نمايندگي جمهوري اسلامي در سازمان ملل صدور قطعنامه چهارم شوراي امنيت سازمان ملل عليه فعاليت هاي هسته اي تهران را "فاقد هرگونه مبناي حقوقي و منطقي" دانسته، علي لاريجاني رييس مجلس هشتم همزماني صدور قطعنامه با سفر احمدي نژاد به نيويورک را مورد تاکيد قرار داده و از غيرمنتظره بودن اقدام شوراي امنيت سخن گفته است. قطعنامه 1835 شوراي امنيت سازمان ملل، چهارمين قطعنامه عليه فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي، عصر روز شنبه به وقت نيويورک به تصويب 15 عضو شوراي امنيت سازمان ملل رسيد. در اين قطعنامه از جمهوري اسلامي خواسته شده تا ضمن پذيرش و اجراي سه قطعنامه قبلي شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص پرونده هسته اي، "به طور کامل و بدون معطلي به تعهدات خود عمل کند و در خواست شوراي حکام سازمان انرژي اتمي را اجرا کند." اگرچه قطعنامه چهارم شوراي امنيت سازمان ملل تحريم هاي جديدي را عليه ايران در نظر نگرفته، اما مفاد سه قطعنامه قبلي را مورد تاکيد قرار داده که شامل تحريم هايي در مورد نهادها و اشخاص دخيل در فعايت هاي هسته اي و موشکي جمهوري اسلامي بوده اند. طي دو هفته اخير بارها مقامات و تحليل گران دولتي با اشاره به اختلافات روسيه و امريکا در مورد گرجستان، ادعا کرده بودند روسيه تمايلي به همکاري با غرب جهت صدور قطعنامه جديد عليه ايران ندارد. واکنش جمهوري اسلامي نمايندگي دايم جمهوري اسلامي در سازمان ملل، ساعتي پس از تصويب قطعنامه شوراي امنيت، با انتشار بيانيه اي رسمي اعلام کرد: "ايران بدون توجه به اقدامات شوراي امنيت از جمله اقدام غير قانوني امروز اين شورا، در پيگيري و اعمال حقوق مسلم خود در جهت استفاده صلح آميز از تکنولوژي هستهاي مصمم بوده و مي باشد." در اين بيانيه، نمايندگي جمهوري اسلامي همچنين اقدام شوراي امنيت سازمان ملل در تصويب قطعنامه 1835 را "حرکتي عجولانه" و "غير قابل توجيه" توصيف کرده و آن را " دخالت شوراي امنيت در رابطه با برنامه هسته اي صلح آميز جمهوري اسلامي ايران" ناميده است. در واکنش رسمي جمهوري اسلامي، همچنين اقدامات شوراي امنيت سازمان ملل در خصوص پرونده هسته اي چمهوري اسلامي "غير منصفانه و سياسي" و "کاملا فاقد هرگونه مبناي حقوقي و منطقي" عنوان شده است. سعيد جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي جمهوري اسلامي و مسئول مذاکرات هسته اي، در آستانه تصويب قطعنامه جديد آن را "بيانيه اي چند خطي" توصيف کرده بود. غافلگيري تهران علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم و مسئول قبلي مذاکرات هسته اي، در واکنش به قطعنامه چهارم عليه جمهوري اسلامي روز يکشنبه گفت که "رفتار آژانس بينالمللي اتمي و گروه 1 + 5 در پيگيري قطعنامهي بيمنطق ديگري عليه ايران آن را عاملي در جهت كاهش نقش مذاكرات تا حد نوعي بازيگري سبكسرانه است." وي تاکيد کرد"شايد نياز باشد دربارهي ادامه اين تفنن سياسي آنان تصميم ديگري گرفته شود." لاريجاني با اشاره اي تلويحي به به همزماني صدور قطعنامه با تحولات مرتبط با سفر احمدي نژاد به نيويورک تاکيد کرد: "عمل سياسی صدور قطعنامه مقارن حضور رييس جمهور در نيويورک، جايی برای اطمينان بخشی و اعتماد سازی باقی نمی گذارد". وي در اشاره اي ديگر به غيرمنتظره بودن صدور قطعنامه و خاطرجمعي مسوولان ايراني به عدم صدور قطعنامه اي جديد عليه تهران اظهار داشت: "همه بحثها در چند هفتهي اخير با مسوولان ايراني حول و حوش تنظيم زمانبندي جديد براي مذاكرات بعدي بوده است كه يك باره حركت نمايشي پيگيري قطعنامه از جانب 1 + 5 مطرح شد." لاريجاني پنج شنبه گذشته سياست خارجي دولت احمدي نژاد را مورد انتقاد قرار داده و گفته بود: "با سخنراني و گفت و گوهاي تريبوني نمي شود مسائل را حل کرد. ديپلماسي بايد فعال باشد." وي که خود دو سال در دولت احمدي نژاد مسئول تيم مذاکرات هسته اي بود، و يک سال پيش به شکل غير منتظره اي برکنار شد، به خبرگزاري ايرنا در خصوص شيوه مطلوب مديريت پرونده هسته اي گفته بود:"اين کار بيش از آنکه ديپلماسي عمومي و حرف هاي رسانه اي بطلبد، نيازمند کار فني در پشت صحنه و ديپلماسي حرفه اي است." در اظهار نظري ديگر، حميد رضا حاج بابايي عضو هيات رئيسه مجلس روز گذشته به خبرگزاري مهر گفت: "تصويب شتابزده قطعنامه چهارم با سفراحمدي نژاد به نيويورک بي ارتباط نيست." وي افزود: "سفر رئيس جمهور به نيويورک يک سفر رسانه اي و پر تاثير و چند وجهي بود و به همين خاطر غربي ها علاقه مند بودند که اين سفر را تحت الشعاع قرار دهند." وي همچنين موضع روسيه در تصويب قطعنامه چهارم را "غير قابل قبول" توصيف کرد. حشمت الله فلاحت پيشه يکي از اعضاي کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز در واکنش به تصويب قطعنامه چهارم گفت: "قطعنامه چهارم حاصل جمع نگاه روسيه و امريکا در قبال ايران بود." به گفته فلاحت پيشه: "در جريان صدور قطعنامه اخير عليه ايران، امريکايي ها مي خواستند زنجيره قطعنامه ها عليه ايران همچنان ادامه داشته باشد و روسها در مقابل مي خواستند محتواي قطعنامه ها سنگين تر نشود و تحريم ها از آنچه که هست، شديدتر نشود." او در عين حال تاکيد کرد"صدور قطعنامه جديد بيش از آنکه مختص موضوع ايران باشد، ناظر به رفع مشکل و اختلاف بين قدرتهاي بزرگ و اعضاي 1+5 بود." زلماي خليل زاد سفير امريکا در سازمان ملل، ساعتي پس از تصويب قطعنامه چهارم عليه فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي، با اشاره به تصويب اين قطعنامه توسط "همه" 15 عضو شوراي امنيت سازمان ملل گفت: "اين نشان مي دهد که جامعه بين المللي بر سر اين موضوع اتحاد دارد و جمهوري اسلامي ايران نيز بايد همکاري کند." همچنين، وزير خارجه آلمان ، فرانک والتر اشتاين ماير ديروز از تصويب قطعنامه چهارم شوراي امنيت سازمان ملل استقبال کرد و تصريح کرد: " تصويب اين قطعنامه نشانه ادامه اتحاد جامعه جهاني است، و جمهوري اسلامي بايد سرانجام به ماجراجويي هسته اي خود پايان دهد." وزارت خارجه فرانسه هم با انتشار بيانيه اي از جمهوري اسلامي خواست راه مذاکره را انتخاب کند و برنامه هسته اي خود را شفاف کند. در اين بيانيه تاکيد شده در صورتي که جمهوري اسلامي به تعهدات مورد تاکيد در قطعنامه شوراي امنيت عمل نکند، فرانسه و متحدان آن در خصوص اعمال تحريم هاي بيشتر و افزايش فشار بر جمهوري اسلامي مصمم خواهند بود. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:31 توسط سید بابک طبری |
|
|
به نام یگانه آفریننده آزادی بترسان آنها را از روز پشیمانی ، روزی که کارشان به پایان رسد ( قرآن ، سوره مریم ) با توجه به اینکه سه دهه از وقوع انقلاب مردمی 57 و سرنگونی رژیم امپریالیستی پهلوی با اتحاد گروههای مردمی میگذرد ، جا دارد امروز به بررسی نتایج و ره آوردهای این انقلاب به ویژه بررسی شیوه عملکرد رژیم جایگزین حکومت سابق بپردازیم . سالها پیش مردمی که از ظلم و ستم و بی عدالتی حکومت امپریالیستی سرسپرده به ستوه آمده بودند در حرکتی متحد دست به تغییر حکومت زدند ، پس از آن با شرکت در رفراندومی جمعی به حکومتی رای دادند که به آنها وعده آزادی و عدالت داده بود و البته اگر منصفانه نگاه کنیم تا زمان برگزاری رفراندوم و7 ماه پس از آن به این وعده عمل شد و دولتی آزاد و جامع و همگرا به مدیریت مهندس بازرگان در راس امور بود و همه گروههای انقلابی اعم از مذهبی ، کمونیست و لیبرال به صورت آزاد و مستقل به بیان نظرات خود و فعالیتهای خود میپرداختند . تا اینکه اندک اندک این فاشیسم نوین چهره خود را نشان داد ، عده ای از به اصطلاح روحانیون که خود را وارثان دین و مالکان انقلاب و حکومت تصور میکردند پس از برگزاری رفراندوم شروع به مخالفت و سنگ اندازی در راه دگر اندیشان و دولت مرحوم بازرگان نمودند و اندک اندک شروع به نقض تک تک شعارهای انقلاب کردند و انقلاب را ارث پدری خویش جلوه دادند ، ابتدا با کنار زدن دولت آزاد اندیش و همگرای مهندس مهدی بازرگان ، سرکوب و کشتار دگر اندیشان به نام دین و سپس با تصاحب تک تک مقامهای سیاسی و اجرایی و شستشوی مغزی عوام ، جلوه جدیدی از فاشیسم را که به مراتب خطرناکتر از فاشیسم هیتلری بود یعنی فاشیسم مذهبی را معرفی نمودند و تا همین امروز ادامه دهنده این نوع تفکر فاشیستی میباشند
در این نوع از فاشیسم مذهبی فردی از روحانیون که یک انسان مانند سایر انسانهاست و هیچ ویژگی برتر مادی و معنوی نسبت به سایرین ندارد به جز تخصص علوم دینی ، خود را نماینده یا ولی مطلق خدا روی زمین معرفی میکند و با انتشار گسترده کتابی به نام ولایت فقیه از این تئوری خود دفاع میکند و از مردم میخواهد برای تایید این مقام به خیابانها بریزند و حمایت خود را از این تئوری و بنیانگزارش آیت الله خمینی اعلام کنند ، سپس با تثبیت مقام خود به عنوان حاکم مطلق ، حکم خود را حکم خدا معرفی نموده و هر کس که او و حکم او را رد کند و نپذیرد محارب و مبارز با خدا معرفی کرده و او را فورا به جوخه میسپارد و اندک اندک این شعار در ین عوام عمومی میشود که « مرگ بر ضد ولایت فقیه » یعنی مردم مخالفان این تئوری را سزاوار مرگ و اعدام میدانند . نفوذ فاشیسم در رژیم جدید به جایی میرسد که با گذشت زمان کوتاهی پس از پیروزی انقلاب ، حاکم رژیم که خود را نماینده خدا میداند با افتخار این چنین مردم را مخاطب قرار میدهد « خوشبختانه امروز با حذف سه گروه از دشمنان اسلام یعنی کمونیستها ، لیبرالها و روشنفکران انقلاب به دست نیروهای خالص اسلامی افتاد ، نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد » با نگاهی اجمالی به تنها حزب باقی مانده در رژیم منظور آقای خمینی را از نیروهای خالص انقلابی در خواهیم یافت ، حزب جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله دکتر بهشتی رییس قوه قضاییه و کادر مرکزی متشکل از حجت الاسلام علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس ، حجت الاسلام سید علی خامنه ای رییس جمهور ، حجت الاسلام محمد جواد باهنر و جمع دیگری از روحانیون و هم اندیشان آنان که هدف مشترکی را دنبال میکنند که آن حفظ نظام و اداره حکومت توسط روحانیون و تبعیت محض از مقام تازه تاسیسی ولی مطلق فقیه می باشد . و ما خوب میدانیم که حکومت تک حزبی از اصول حکومت های فاشیستی تبعیت میکند ، به تعریف فاشیسم که در اول متن آمده بار دیگر نگاه کنیم . تعریف فاشیسم در کلیه مجامع عبارت است از : مکتبی که معتقد به لزوم تمرکز قدرت و حکومت در یک حزب و یا یک شخص پیشوا و شدت عمل اوست میباشد ) اما امروز با گذشت 30 سال و تغییر بسیاری از شرایط و با توجه به اینکه فردی که امروز او را به عنوان پیشوا معرفی میکنند قدرت و اختیاری زا خود ندارد ، لذا حکومت همچنان در دست همان قدرتهای اداره میشود که در اول انقلاب فاشیسم را تثبیت نمودند با این تفاوت که امروز نفوذ این قدرتهای فاشیستی در تک تک دستگاهها و حتی شخصی ترین مسائل زندگی مردم قابل مشاهده است و این فاشیسم آخوندی است که تعیین میکند مردم چه لباسی بپوشند ، چه کتابی بخوانند ، چه فیلمی ببینند ، چه موسیقی بشنودند ، به چه کسانی رای بدهند ، چه چیزی بنویسند و.... و هرکس از این رویه پیروی نکند و به این دستورات و احکام بی توجهی کند سرنوشتش زندان و اعدام و تبعید و انزواست بند های فراوان زندان اوین گواهی بر این ادعای من است . و این همان شدت عمل تعریف شده در حوزه مکتب فاشیسم است با این تفاوت که این فاشیستها به همه برخوردهای غیر دمکراتیک و ضد انسانی و غیر دینی خود لباس دین پوشانده اند و برای هر مسئله ای کلاهی شرعی بافته اند و هر که مطابق میل و دستور و سناریوی آنان عمل نکند را ضد اسلام ، دشمن خدا و کافر و منافق خطاب میکنند و این روش را همان مخترع تئوری ولایت مطلقه فقیه پایه گذاری کرده است . امروز افرادی در درون دستگاههای مختلف فرهنگی ، هنری ، اقتصادی و اجتماعی حضور دارند که نظارتهای فاشیستی خود را بر این دستگاهها اعمال میکنند و دارای نامهای متفاوتی هستند که از مهمترین آنان میتوان به دستگاههای زیر اشاره کرد . شورای نگهبان که تعیین میکند مردم به چه کسانی میتوانند رای بدهند . شورای نظارت بر عملکرد صدا و سیما که تعیین میکند مردم چه برنامه ها و فیلمهایی را میتوانند ببینند . شورای نظارت بر مطبوعات که تعیین میکند خبرنگاران چه گزارشهایی میتوانند تهیه کنند و مردم چه مطالبی میتوانند بخوانند که همین آقای سید محمد خاتمی که امروز مدعی آزادی و اصلاح طلبی است اولین رییس این شورای فاشیستی بود که به تنهایی در حواشی سال 60 حدود 3000 نشریه گروههای دگر اندیش را توقیف کرد . شورای نظارت بر سینما که تعیین میکند فیلمنامه نویسان چه بنویسند و کارگردانان چه بسازند و هر که بر خلاف این قوانین فاشیستی عمل کند توبیخ خواهد شد از جمله میتوان برای نمونه به برخورد اخیر وزارت فرهنگ ( ضد فرهنگ ) رژیم با خانم گلشیفته فراهانی بازیگر توانای ایرانی که به علت بازی در فیلم سینمایی مجموعه دروغها به کارگردانی ریدلی اسکات اشاره کرد که اقدام به ممنوع الخروج نمودن این بازیگر توانا به علت عدم کسب اجازه از شورای فاشیستی نمودند . همچنین لازم است متذکر شویم که اخیرا طرحی غیر اجتماعی و غیر اخلاقی به نام طرح امنیت اخلاقی توسط یکی از عوامل اصلی اعمال شدت عمل رژیم به نام احمد رضا رادان و دوستانش رضا زارعی و... به اجرا در آمد که در آن اقدام به ضرب و شتم دختران و پسران جوانی نمودند که متفاوت با دستور آنان لباس میپوشند و به زور چماغ و زندان لباس مورد نظر خود را به آنها تحمیل میکنند و آنرا دستور اسلام معرفی میکنند حال آنکه در همان ابتدای قرآن کتاب اسلام آمده « لا اکراه فی الدین هیچ اجباری در دین نیست » .
در اینجا خطاب به کسانی که برخوردهای این چنینی و این نوع از فاشیسم را نماد اسلام میدانند میگویم اگر مستندات اسلام یعنی قرآن و عقاید تشیع علوی را مطالعه نمایید هیچ اثری از این نوع دیکتاتوری و اتوریته نمی یابید و در خواهید یافت که این نوع حکومت فاشیستی تنها نتیجه این است که فردی به علت شور و هیجان بیش از اندازه جامعه در خود احساس تقدس و معنویت میکند در حالی که تنها یک متخصص عادی علوم دینی است . از این نوع مقدس انگاری ها در تاریخ بسیار مشاهده شده که از جمله مهمترین آنان میتوان به فراعنه مصر و نمرودهای بابل اشاره کرد .
رژیم حاکم بر ایران که یک رژیم فاشیستی مذهبی یا اگر بخواهیم روشنتر بیان کنیم فاشیستی آخوندی میباشد که نماد اسلام و تشیع نیست و نمیتواند باشد ، زیرا در اسلام زور و سرکوب عقیده ها جایی ندارد و اعمال پیشوایان راستین و آزادیخواه تشیع از جمله مولا علی و در عصر حاضر شهید دکتر علی شریعتی ، امام سید موسی صدر ، مهندس مهدی بازرگان و ... میبینیم . اسلام با آنچه آخوندیسم حاکم بر ایران معرفی میکند بسیار تفاوت دارد و دینی است روشن برای هدایت همه انسانها « ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین » ما انسانها در هر دین و مکتب و عقیده ای که هستیم باید حامی آزادگی و عدالت و انسانیت باشیم و این حق را برای هم قائل باشیم که ما همه آزاد خلق شده ایم و حق داریم راه خویش را انتخاب کنیم و عقاید و سخنان خویش را بیان کنیم ، پس بیایید همه دس در دست برای رسیدن به این حق و همچنین مبارزه با فاشیسم متحد شویم ، با این امید که آیندگان به نام ما افتخار کنند پیش به سوی آزادی و سرفرازی ایران و ایرانی والسلام علی من التبع الهدی سید بابک طبری |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:16 توسط سید بابک طبری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من سید بابک طبری هستم در این وبلاگ برخی اخبار را که در سایتهای مختلف فیلتر شده اند یا به صورت غیر واقعی قرار داده میشوند را با تحلیل های خودم قرار میدهم
برای نجات فرزاد کمانگر روی عکس خودش در پایین همین ستون کلیک کنید |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
| پیوندها |
|
نوشته های دلنشین« مسیح علی نژاد » روز آنلاین سر به دار ( سربدار) |
|
RSS
|