تبليغاتX
"سرنوشت محتوم حکومت ظلم، سرنگوني است"
+ نوشته شده در  ساعت 15:38  توسط سید بابک طبری | 
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند
به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند

همه از حجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز مردان را گرفتند

سراغ سفره ها نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان را گرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشا
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان را گرفتند

مقا............ هم شعر میگفت
ز دستش بندتنبان را گرفتند

همه این‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند


+ نوشته شده در  ساعت 14:4  توسط سید بابک طبری | 

گواه همت بلندت‎ ‎

سيمين بهبهاني - دوشنبه 4 آذر 1387 [2008.11.24]

nasrinsotode.jpg

خانم نسرين ستوده ي عزيز به شما آفرين مي گويم که درراه حق گام مي گذاريد وبرياوري‎ ‎ي ستمديدگان پاي مي ‏فشاريد. کودکان بي گناهند. گناه از ماست. هيچ کودک به هنگام‎ ‎تولد تباهکار و خطاپيشه نبوده است فرزندان ما تامقطعي ‏که قوانين جهان متمدن امروز‎ ‎تعيين مي کند مسئول خطاي خود نيستند‎.‎

گناه از ماست که پيش از آن که واژه "مهر" رابه کودک بياموزيم انديشه‎ ‎ي "قهر" رادرمغز او بيدار کرده ايم. پدر ‏برفرق مادرمي کوبد، برادرخواهررامي آزارد، همسايه ديوار همسايه را خراب مي کند، اهريمن درخانه ي خلق خدا ‏باروت مي گذارد و‏‎ ‎گروهي را دردم خاکسترميکند. کودک مي آموزد و پيش از آن که عقل براوحاکم شود دست به‎ ‎جرم ‏و جنايت مي آلايد‎.‎

‎‎آن گاه، بارديگرنوبت ماست‎ ‎

در‎ ‎زندان، چندان نگاه مي داريمش تا به سن آگاهي برسدو معناي جنايت را‎ ‎دريابد؛ سپس به دارش مي کشيم و زارش مي ‏کشيم ؛ حال آن که عاقلان از هلاکش انديشه مي‎ ‎کنند، به درمانش مي کوشند و برجانش مي بخشايند وچون به صلاح آمد ‏به جامعه تقديمش‎ ‎مي کنند‏‎.‎

اگرنه چنين باشد چه تفاوت ميان ما و آن قصاب که بره ي لاغر را فربه‏‎ ‎مي کند و چون گوسفندي کارد برگلويش مي ‏گذارد؟

نسرين خانم عزيز، به پاس و سپاس کوشش هاي شما براي ديگرگون کردن‎ ‎هنجار جوان کشي شما را به واقع ستوده مي ‏شمارم که خستگان را دواي دل و مرهم جان مي‎ ‎فرستيد و شعري را که در همين حال و هواها سروده ام تقديم شما ‏ميکنم. جايزه نيست، کم از آن هم نيست که گواه همت بلند شماست؛ باشد که برورقي ثبت شود.‏

‎"‎خجسته باد" مي گويم که برنده جايزه ي بزرگي هستيد ويادآور مي شوم که‏‎ ‎تلاش و کوشش و لياقت برندگان است که ‏جوايز را ارزنده و ارجمند مي کند و شما اين‎ ‎منظور را بر آورده ايد.‏

براي شما و همه ي زنان بلند همت ايران آرزوي کاميابي مي کنم و افتخار‏‎ ‎من آن است که يکي از هزاران شما باشم‏‎.‎

‎‎بازي چرخ‏‎‎

چه شد که خورشيد‎ ‎تيره شد‎
زتيرگي هاي آه تان‏‎
ستاره راچشم خيره‎ ‎شد‎ –
چه بوده آيا گناه‎ ‎تان ؟
چه دست بردارتان‎ ‎کشيد‎
شکسته گردن چه‎ ‎گونه ايد‎
چرا تبرا نمي کنيد‎
زحکم بيدادگاه تان‎ ‎؟
چنين که اين حلقه‎ ‎ي تناب‏‎
فکندتان درچم عذاب‎
برون شد از کاسه‎ ‎چشم تان‎
کبود شد روي ماه‏‎ ‎تان
قلم زدستم برون‎ ‎کنيد‎-
زبس که نقش ستم‎ ‎کشيد‎
سياه شد کاغذ سپيد‎
چو روزگارسياه‎ ‎تان‎!‎
به خاک خفتيد گم‎ ‎تبار‎
نشان تان نيست‎ ‎برمزار‎
کسي ندانست سمت‏‎ ‎وسو‎
چه بوده در راي و‏‎ ‎راه تان‎.‎

کنون خطابي دگر‏‎ ‎کنم‎
نفوس را باخبرکنم‎
ازين حکايت که دست‎ ‎جور‎
فکنده درقعر چاه‎ ‎تان
چوموج، مشتاق‎ ‎وتوسنيد‎
که چنگ برساحل‎ ‎افکنيد‎
حذر! که خرسنگ‎ ‎ساحلي‎
کند به زخمي تباه‏‎ ‎تان
زمانه بس بيضه‎ ‎بشکند‎
ميان دستارکيدتان‎
دگرچه بايد زمانه‎ ‎را‎
اگرنبايد کلاه تان؟


 

+ نوشته شده در  ساعت 10:12  توسط سید بابک طبری | 

دستگيري پدر وبلاگ نويسي ايران

‏ مقاله اي از اينترنشنال هرالد تريبون - یکشنبه 3 آذر 1387 [2008.11.23]

hosseindeakhshan.jpg

آبراهام رابينوويچ

آنچه من را متعجب مي کند اين است که دوسال پيش، زماني که در کافه اي در خيابان امک رفائيم اورشليم با حسين ‏درخشان مصاحبه کردم دريافتم که اين تبعيدي خود خواسته که در جريان سفرش به ايران به اتهام جاسوسي براي ‏اسرائيل اخيرا بازداشت شده است، کسي است که طرفدار ايران اتمي و حکومت مذهبي ايران است.‏

درخشان، روزنامه نگار سابق، با سفرش به اسرائيل و نوشتن درباره آن در وبلاگ فارسي اش که خوانندگان زيادي ‏دارد، دولت رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد را به مبارزه طلبيد. درخشان گفت: "تصاوير ويدئويي منتشر شده ‏در وبلاگش اولين تصاوير از زندگي روزمره در اسرائيل است که مردم ايران مي بينند". اما اين تبعيدي که ظاهرا ‏مخالف حکومت ايران بود، قطعا يک وطن پرست ايراني است. ‏

درخشان گفت که هدف از سفرش به اسرائيل نشان دادن چهره انساني از اسرائيل و تنش زدايي بين دو ملت بعد از ‏اظهارات احمدي نژاد درمورد محو کردن اسرائيل، به هموطنانش است.‏

درخشان گفت: "من قصد دارم چهره اي انساني از اسرائيل به ملتم نشان بدهم و به آنها بگويم که برخلاف آنچه دستگاه ‏تبليغاتي اسلامي مي گويد، اسرائيلي ها تشنه به خون مسلمانان نيستند. من قصد دارم به اسرائيل نشان بدهم که مردم ‏عادي در ايران حتي به فکر ضربه زدن به اسرائيل نيستند. من مي خواهم مردم اسرائيل با ايرانياني که مثل احمدي نژاد ‏نيستند، آشنا بشوند".‏

با اين حال درخشان مشخصا اعلام مي کند که او مخالف حکومت فعلي ايران است وبا وجود اينکه يک بي خداي تمام ‏عيار است، موافق سيستم جمهوري اسلامي براي مسلمانان است. او گفت: "من از هر حکومتي که براي آشتي دادن ‏دموکراسي و مذهب تلاش کند، حمايت مي کنم".‏

درخشان گفت: "اسرائيل نمونه موفقي است از تطبيق دموکراسي و مذهب در تار و پود مردم؛ درحاليکه ترکيه تلاش مي ‏کند مذهب را تحت کنترل در بياورد، اما مذهب خودش را به زور وارد گود سياست مي کند".‏

همچنين حسين درخشان از ايران اتمي دفاع مي کرد. او گفت: "ما به سلاح اتمي بعنوان يک عامل بازدارنده نه برعليه ‏اسرائيل بلکه بر عليه آمريکا احتياج داريم که باعث کودتاي سال 1953 شد و همچنان حضور پر قدرت نظامي در ‏منطقه دارد. اما او از لحاظ زيست محيطي مخالف توسعه تاسيسات اتمي ايران است. او گفت که اگر جنگي بين ايران و ‏آمريکا در بگيرد، او به کشورش باز مي گردد و براي وطنش مي جنگد".‏

حسين درخشان اولين بار در سال گذشته به اسرائيل رفت و پس از آن براي شرکت در کنفرانس "اصلاحات و مقاومت ‏در خاورميانه" در دانشگاه بن گوريون دوباره به اين کشور دعوت شد. او طرفدار اصلاحات در ايران بود و نه ‏مقاومت. او معتقد بود: "نظام حکومتي در ايران آنقدر دموکراتيک هست که بشود از طريق انتخابات تغيير ايجاد کرد. ما ‏مي توانيم ايران را بتدريج تغيير بدهيم. ما در حال حاضر هم همين کار را مي کنيم".‏

دقيقا مشخص نيست که چرا درخشان با وجود اينکه در گذشته به او تذکر داده شده بود که به دليل مطالبي که در وبلاگش ‏نوشته است ممکن است بازداشت بشود، به زادگاهش بازگشته است. اگرچه نوشته هايش در سال گذشته بشدت طرفدار ‏ايران و ضد غرب بود.‏

او دو سال پيش در مصاحبه اي با جروزالم پست گفت که احمدي نژاد شعور مجاب کردن اهل فکر را ندارد. او گفت: ‏‏"هوش او در حد مردم عامي است ولي روابط عمومي خوبي دارد. با اين حال قادر نيست به سووالات حساس پاسخ ‏بدهد".‏

با اين وجود او دو ماه قبل در وبلاگش نوشت: "استراتژي درخشان احمدي نژاد در مورد ناکار کردن اسرائيل و لبخند ‏زدن به آمريکا، باعث شده است تا بين احزاب مختلف در آمريکا جدايي بيافتد و اين يک موفقيت بزرگ در مقايسه با ‏استراتژي ضعيف و شکست خورده خاتمي در مقابل آمريکاست که باعث شد ايران در دسته کشور هاي "محور شيطان" ‏قرار بگيرد. حالا همان دولت بوش راه را براي آغاز روابط سياسي با ايران باز کرده است. خواهش مي کنم قيافه ژوليده ‏و زبان ساده احمدي نژاد را فراموش کنيد و به اين موفقت ها فکر کنيد".‏

جهان نيوز، وب سايت ايراني که گفته مي شود وابسته به وزارت اطلاعات است، ادعا کرده است که درخشان در ‏بازجويي هاي اوليه به جاسوسي براي اسرائيل اعتراف کرده است اما در عين حال اين اعترافات شامل "نکات پيچيده" ‏بود.‏

حسين درخشان فرزند يک فرش فروش تهراني است که جزو اولين کساني است که وبلاگ نويسي را در ايران باب کرد. ‏او در يک روزنامه اصلاح طلب ستوني درباره کامپيوتر داشت و در آن وبلاگ نويسي را آموزش مي داد که همين کار ‏باعث بوجود آمدن هزاران وبلاگ شد. اينک حتي احمدي نژاد هم وبلاگ مي نويسد. به درخشان لقب "پدر وبلاگ ‏نويسي" داده اند.‏

درخشان در جريان ديدارش از اسرائيل درباره ايجاد چت روم هايي به زبان انگليسي صحبت کرد که مردم ايران و ‏اسرائيل بتوانند با هم در تماس باشند و وبلاگ هايي درست کرد که در آن تصاوير ويدئويي از دو کشور به نمايش در ‏مي آمد. معلوم نيست که هيچ کدام از اين ايده ها اجرا شده باشد.‏

او دو سال پيش قبل از ترک کانادا، جايي که از سال 2000 ساکن آن بود، تولد 32 سالگي اش را در به قول خودش ‏‏"باحال ترين بار در تل آويو" در حالي که تي شرت "من تهران را دوست دارم" را پوشيده بود و موفق شده بود که در ‏ساعت 10 شب به سلماني برود، جشن گرفت. او درباره تل آويو گفت: "تل آويو شهري است که من مي توانم در آن ‏زندگي کنم. اين شهر ترکيبي از روش زندگي در خاورميانه و اروپاست. اگر کمي آزادي در تهران بوجود بيايد و "بار" ‏در آنجا باز شود، اين شهر مي تواند از تل آويو جلو بزند."‏

منبع: اينترنشنال هرالد تريبون 21 نوامبر‏

‏ ‏

+ نوشته شده در  ساعت 9:58  توسط سید بابک طبری | 

دستگيري پدر وبلاگ نويسي ايران

‏ مقاله اي از اينترنشنال هرالد تريبون - یکشنبه 3 آذر 1387 [2008.11.23]

hosseindeakhshan.jpg

آبراهام رابينوويچ

آنچه من را متعجب مي کند اين است که دوسال پيش، زماني که در کافه اي در خيابان امک رفائيم اورشليم با حسين ‏درخشان مصاحبه کردم دريافتم که اين تبعيدي خود خواسته که در جريان سفرش به ايران به اتهام جاسوسي براي ‏اسرائيل اخيرا بازداشت شده است، کسي است که طرفدار ايران اتمي و حکومت مذهبي ايران است.‏

درخشان، روزنامه نگار سابق، با سفرش به اسرائيل و نوشتن درباره آن در وبلاگ فارسي اش که خوانندگان زيادي ‏دارد، دولت رئيس جمهور ايران، محمود احمدي نژاد را به مبارزه طلبيد. درخشان گفت: "تصاوير ويدئويي منتشر شده ‏در وبلاگش اولين تصاوير از زندگي روزمره در اسرائيل است که مردم ايران مي بينند". اما اين تبعيدي که ظاهرا ‏مخالف حکومت ايران بود، قطعا يک وطن پرست ايراني است. ‏

درخشان گفت که هدف از سفرش به اسرائيل نشان دادن چهره انساني از اسرائيل و تنش زدايي بين دو ملت بعد از ‏اظهارات احمدي نژاد درمورد محو کردن اسرائيل، به هموطنانش است.‏

درخشان گفت: "من قصد دارم چهره اي انساني از اسرائيل به ملتم نشان بدهم و به آنها بگويم که برخلاف آنچه دستگاه ‏تبليغاتي اسلامي مي گويد، اسرائيلي ها تشنه به خون مسلمانان نيستند. من قصد دارم به اسرائيل نشان بدهم که مردم ‏عادي در ايران حتي به فکر ضربه زدن به اسرائيل نيستند. من مي خواهم مردم اسرائيل با ايرانياني که مثل احمدي نژاد ‏نيستند، آشنا بشوند".‏

با اين حال درخشان مشخصا اعلام مي کند که او مخالف حکومت فعلي ايران است وبا وجود اينکه يک بي خداي تمام ‏عيار است، موافق سيستم جمهوري اسلامي براي مسلمانان است. او گفت: "من از هر حکومتي که براي آشتي دادن ‏دموکراسي و مذهب تلاش کند، حمايت مي کنم".‏

درخشان گفت: "اسرائيل نمونه موفقي است از تطبيق دموکراسي و مذهب در تار و پود مردم؛ درحاليکه ترکيه تلاش مي ‏کند مذهب را تحت کنترل در بياورد، اما مذهب خودش را به زور وارد گود سياست مي کند".‏

همچنين حسين درخشان از ايران اتمي دفاع مي کرد. او گفت: "ما به سلاح اتمي بعنوان يک عامل بازدارنده نه برعليه ‏اسرائيل بلکه بر عليه آمريکا احتياج داريم که باعث کودتاي سال 1953 شد و همچنان حضور پر قدرت نظامي در ‏منطقه دارد. اما او از لحاظ زيست محيطي مخالف توسعه تاسيسات اتمي ايران است. او گفت که اگر جنگي بين ايران و ‏آمريکا در بگيرد، او به کشورش باز مي گردد و براي وطنش مي جنگد".‏

حسين درخشان اولين بار در سال گذشته به اسرائيل رفت و پس از آن براي شرکت در کنفرانس "اصلاحات و مقاومت ‏در خاورميانه" در دانشگاه بن گوريون دوباره به اين کشور دعوت شد. او طرفدار اصلاحات در ايران بود و نه ‏مقاومت. او معتقد بود: "نظام حکومتي در ايران آنقدر دموکراتيک هست که بشود از طريق انتخابات تغيير ايجاد کرد. ما ‏مي توانيم ايران را بتدريج تغيير بدهيم. ما در حال حاضر هم همين کار را مي کنيم".‏

دقيقا مشخص نيست که چرا درخشان با وجود اينکه در گذشته به او تذکر داده شده بود که به دليل مطالبي که در وبلاگش ‏نوشته است ممکن است بازداشت بشود، به زادگاهش بازگشته است. اگرچه نوشته هايش در سال گذشته بشدت طرفدار ‏ايران و ضد غرب بود.‏

او دو سال پيش در مصاحبه اي با جروزالم پست گفت که احمدي نژاد شعور مجاب کردن اهل فکر را ندارد. او گفت: ‏‏"هوش او در حد مردم عامي است ولي روابط عمومي خوبي دارد. با اين حال قادر نيست به سووالات حساس پاسخ ‏بدهد".‏

با اين وجود او دو ماه قبل در وبلاگش نوشت: "استراتژي درخشان احمدي نژاد در مورد ناکار کردن اسرائيل و لبخند ‏زدن به آمريکا، باعث شده است تا بين احزاب مختلف در آمريکا جدايي بيافتد و اين يک موفقيت بزرگ در مقايسه با ‏استراتژي ضعيف و شکست خورده خاتمي در مقابل آمريکاست که باعث شد ايران در دسته کشور هاي "محور شيطان" ‏قرار بگيرد. حالا همان دولت بوش راه را براي آغاز روابط سياسي با ايران باز کرده است. خواهش مي کنم قيافه ژوليده ‏و زبان ساده احمدي نژاد را فراموش کنيد و به اين موفقت ها فکر کنيد".‏

جهان نيوز، وب سايت ايراني که گفته مي شود وابسته به وزارت اطلاعات است، ادعا کرده است که درخشان در ‏بازجويي هاي اوليه به جاسوسي براي اسرائيل اعتراف کرده است اما در عين حال اين اعترافات شامل "نکات پيچيده" ‏بود.‏

حسين درخشان فرزند يک فرش فروش تهراني است که جزو اولين کساني است که وبلاگ نويسي را در ايران باب کرد. ‏او در يک روزنامه اصلاح طلب ستوني درباره کامپيوتر داشت و در آن وبلاگ نويسي را آموزش مي داد که همين کار ‏باعث بوجود آمدن هزاران وبلاگ شد. اينک حتي احمدي نژاد هم وبلاگ مي نويسد. به درخشان لقب "پدر وبلاگ ‏نويسي" داده اند.‏

درخشان در جريان ديدارش از اسرائيل درباره ايجاد چت روم هايي به زبان انگليسي صحبت کرد که مردم ايران و ‏اسرائيل بتوانند با هم در تماس باشند و وبلاگ هايي درست کرد که در آن تصاوير ويدئويي از دو کشور به نمايش در ‏مي آمد. معلوم نيست که هيچ کدام از اين ايده ها اجرا شده باشد.‏

او دو سال پيش قبل از ترک کانادا، جايي که از سال 2000 ساکن آن بود، تولد 32 سالگي اش را در به قول خودش ‏‏"باحال ترين بار در تل آويو" در حالي که تي شرت "من تهران را دوست دارم" را پوشيده بود و موفق شده بود که در ‏ساعت 10 شب به سلماني برود، جشن گرفت. او درباره تل آويو گفت: "تل آويو شهري است که من مي توانم در آن ‏زندگي کنم. اين شهر ترکيبي از روش زندگي در خاورميانه و اروپاست. اگر کمي آزادي در تهران بوجود بيايد و "بار" ‏در آنجا باز شود، اين شهر مي تواند از تل آويو جلو بزند."‏

منبع: اينترنشنال هرالد تريبون 21 نوامبر‏

‏ ‏

+ نوشته شده در  ساعت 9:58  توسط سید بابک طبری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من سید بابک طبری هستم در این وبلاگ برخی اخبار را که در سایتهای مختلف فیلتر شده اند یا به صورت غیر واقعی قرار داده میشوند را با تحلیل های خودم قرار میدهم
برای نجات فرزاد کمانگر روی عکس خودش در پایین همین ستون کلیک کنید

نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
پیوندها
نوشته های دلنشین« مسیح علی نژاد »
روز آنلاین
سر به دار ( سربدار)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان